سال صفر
زمان بی زمانی است رجعت ثانیه شمار
شعله ور از تقویم هاست حریق سال دوهزار
*
عقربه ها گم شده اند صفحه ی ساعت ها تهی ست
دست زمین سوخته از آبی دریا تهی ست
*
در همه جای کهکشان چه مانده از زمین نشان
سیاره ای سیاه و سرد در ناکجای آسمان
*
بعد از حریق و انفجار فرونشستن غبار
به سال صفر می رسیم در پی سال دو هزار
*
در بی زمانی زمین انسان به پایان می رسد
جای رسیدن به خدا به ذات حیوان می رسد
*
در بی زمینی زمان در بی زمانی زمین
به صفر رجعت کرده ایم از اوج انسان تا جنین
*
از هیچ مطلق از عدم از بی نهایت زیر صفر
از آن سوی سال سقوط تا عصر بی تدبیر صفر
*
یک نقطه از خط عدم از قطره ها آمده ایم
رسیده تا عرش خدا سر به ستاره زده ایم
*
روییده بر خاک عدم خاکستر ویرانه ها
افتاده دور از اصل خویش تنها ترین دانه ها
*
روییده بر آوار خویش هر لحظه در تکرار خویش
یک نقطه مابین دو مرگ در گردش پرگار خویش
*
از صفر مطلق آمده تا بی نهایت می رویم
اما به بیراهه ی تن به صفر مطلق می رسیم
*
راهی اوج قله ایم قله بهانه ساز ماست
اما نهایت سفر نهایت نیاز ماست
*
حریص اوج خواستنیم جرات گفتن نداریم
واسه عبور از پل تن پای گذشتن نداریم
*
به فکر تسخیر فضا آتش به خاک می زنیم
این پل پشت سرماست که بی خبر می شکنیم
*
از صفر تا سال سقوط رفتیم دنبال سقوط
پروازمان کوتاه بود پرواز بر بال سقوط
*
دکلمه :
رها شدن در چاه تن تقدیر آدم نیست
اما تنها غیر از همین معنا تفسیر آدم نیست
فرانکفورت ، زمستان 1376
آهنگی که داریوش سالهاست اجرا کرده اما تا این لحظه منتشر نشده .
اما من قسمتی از دکلمه ای که داریوش به شکل تمرینی خوندرو براتون گذاشتم . سال صفر
حداقل ملودیه کار دستمون میاد که بازهم مثل همیشه قشنگه .
دلیله منتشر نشدنه این کار رو از دهان شاعر این اثر بشنوید .
اردلان سرفراز :
شعر ( سال 2000 ) در واقع سال ها پیش از انتشارش (1356) در من شکل گرفت که
بیشتر یک پیشگویی شاعرانه بود و در آن از وحشت انسان ماشین زده سخن می گفتم ،
( سال صفر ) حکایت عبور از سال دوهزار است . حکایت انسان از معنویت گم شده و تن
به غریزه سپرده و دریغ که به دلیل سوداگری مدعیان آزادی و آزادگی ، سال هاست که در
آرشیو تهیه کننده مانده است .

